ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

بهار پيروزي به اوين رسيده!


"ثمانه" شاهد سبز از بهار مي گويد:

بهار پيروزي به اوين رسيده!

اين روزهاي آخر سال تقريبا" هر روز مي ريم جلوي زندان اوين. من با دو نفر از اعضاي خانواده ام. هر روز مي ايستيم تا خبري از آزادي دخترخاله ام بشه. اما تا حالا خبري نبوده. اين شبها، بدون اينكه خبر خوشحال كننده اي به خونه ببريم، شاهد خبرهاي خوشحال كننده ديگه اي هستيم. آزادي ديگر زندانياني كه مثل برادر و خواهرهاي ما هستند و وقتي از اوين بيرون ميان، موج شادي و شوق همه وجود ماها رو پر مي كنه. فرقي نمي كنه. اين روزها به اين نتيجه رسيديم كه هيچ فرقي ندارن. همشون مثل اينكه بخشي از وجود خود ما هستن كه از زندان بيرون ميان. ما داريم مثل دوره هاي دور، يك ملت مي شيم. يك پيكره واحد. و اين چيز كمي نيست.

ديشب يكي از بچه هاي ارشد دانشگاه شريف آزاد شد. دو سال از من بزرگتر بود اما خيلي ظريف و شكننده به نظر مي اومد. وقتي بيرون اومد روحيه اش اونقدر بالا بود كه من بي اختيار گريه مي كردم. يكي از دوستاش برام تعريف مي كرد از روحيه اين دختر. از اينكه اين جثه كوچولو و ظريف، چه استقامتي داشته. به عنوان يك دختر بهش حسوديم شد اما بي اختيار اشك مي ريختم. قاضي دادگاه بهش گفته بود:گريه كن تا حكم آزاديت رو صادر كنم! گفته بود: گريه نمي كنم! چرا بايد گريه كنم؟ قاضي گفته بود: اگه نگي غلط كردم، اگه نگي اشتباه كردم، برات چند سال زندان مي برم و مي فرستمت دوباره بري اوين. جواب داده بدو: بفرستيد اوين. من اشتباهي نكردم كه اينو بگم. و راهشو كشيده بود از دادگاه بره بيرون. قاضي بهش گفته بود: بگو برات وثيقه بيارن تو آزادي. بعد به منشي اش گفته بود اين دختره منو از رو برد!

اصلا" به جثه ظريفش نمي اومد كه اينقدر مقاوم باشه اما بود. اصلا" به ما مردم نمياد كه اينقدر صبور باشيم اما هستيم. ما با همين صبري كه داريم، ريشه ظلم رو مي كنيم. من توي هواي سرد جلوي زندان اوين به اين ايمان آوردم كه ما مي تونيم. حكومتي كه فكر مي كرد با زندان و شكنجه مي تونه ملت رو ساكت كنه، الان با زنداني هايي مواجه شده كه وقتي از زندان آزاد ميشن، علامت پيروزي (V) نشون ميدن. حكومت حتي توي زندانهاش هم از ما شكست خورده و كم آورده. درست مثل همون آقاي قاضي. اين ماييم كه نبايد فراموش كنيم پيروز شديم. كه پيروزي نهايي توي چند قدميه ماست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر يا مشاهدات خود را از جنبش حق طلبانه ايرانيان بنويسيد.